تبليغاتX
ستاره ی من






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



خداحافظی گریه در یک غروبه

سلام

یه دلنوشته ی جدید نوشتم که از نظر خودم خیلی خوب شده اما نمیذارم اینجا

بنا به یه سری دلیل کاملا شخصی

تازه از یزد برگشته بودم که هنوز پام و تو خونه نذاشته بودم خالم گفت انا خسرو شکیبایی

فوت کرد

جا خوردم

اصلا انتظار نداشتم این خبر رو بشنوم

اما زندگی بر اساس انتظار من نمیگذره!!!!

خدایش بیامرزد

کنکور هم تموم شد

تا من یه نفس راحت بکشم

اخیششششششش

امروز برمیگردم خونه

پیش پریچهر و پریسا و بقیه ی دوستام

و از این به بعد سرم حسابی شلوغ میشه

سعی میکنم زود به زود بیام

اما نمیدونم بتونم یا نه

دلم برای همه تنگ میشه

فعلا

 


نويسنده: اناهیتا مورخ: دوشنبه سی و یکم تیر 1387 در ساعت: 2:57
|+|



اینم یه جورشه

سلام به همه ی دوستای خوب و همراهان صمیمی

امروز داشتم به زندگی فکر می کردم

به لحظه هایی ک در حال گذر هستن

به نقد عمرمون که داره از دست میره

و در اخر به خودم و به کارهایی که انجام دادم

زندگی از نظر من بودن در گذر ثانیه هاست که همچنان میگذرن

الان برای من بیشتر از گذر ثانیه ها چگونه گذشتن مهمه

فکر می کنم بزرگتر از اونی که بودم شدمو خوشحالم

شما رو نمیدونم اما من فکر میکنم تا وقتی فقط دارم میگذرونم و برنامه های بی حاصل

میریزم  هیچ کاری از پیش نمیره

خوشبختانه باید بگم این سر در گمی برای من به زودی تموم میشه

توصیه میکنم حتما cd

رازها رو ببینین

به من که خیلی کمک کرد امیدوارم به شما هم کمک کنه

روزای خیلی خوبی رو گذروندم

در واقع دو هفته به من خیلی خوش گذشت و لذت بردم از تمام ثانیه هایی که گذشت

و این برای من و نه بقیه خیلی با ارزش و قشنگهتمام لحظات سخت و اسون این روزا

تمام کارها و تمام شیطنت ها که البته از ادمی به ساکتی و ارومی من بعید بود برام لذت

بخش بود حتی اگه بهونه ی اصلی این شادی قلبی من کنکور بوده باشه اما من راضی ام

به هر حال به قول یکی از دوستان خوب من

انا این روزا تموم میشه و فقط خودت میمونی پس هیچوقت پایه ی زندگیت بر اساس

وابستگی هات نباشه

این حرف دوستم تا زمانی که نقد عمرم تموم نشده باشه تو ذهنم میمونه

اما روزای خوبی بود و خاطراتش اونقدر قشنگ بود و البته جنبه ی شخصی داشت

که در ستاره ی من چیزی نمی نویسم

فقط خوشحالم که با اینکه این روزا توم شد اما دوستان خوب زیادی پیدا کردم و لحظات خوبی 

حتی در سختی و غم داشتم

و خندیدم که حتی خنده هم از من بعید بود!!!!

من فردا صبح قراره برم یزد

صرف نظر از کنکور فکر میکنم تجربه ی جالبی باشه

چون من حتی اگه از بی مدرکی بمیرم

حاضر نیستم برم دانشگاه ازاد

اما هر روز این و میپرسم از خودم

و این فکر همیشه همراه منه

کی میشه تا من بار و بندیلم و جمع کنم و بگم خداحافظ ایران و سلام المان!!!!!!

هر کی ندونه فکر میکنه که من....

بگذریم اما الان دارم به رفتن و برنگشتن فکر میکنم

به همون ثانیه هایی که می خوام خودم واسه چه جوری گذشتنشون تصمیم بگیرم نه

دیگران.....

به اینکه زندگی تنها وابستگی ها نیست

و من تازه دارم فکر میکنم چرا تا امروز گذاشتم بقیه ی افراد در زندگیم نقشی فرا تر از نقش

خودم داشته باشن

حالا یاد گرفتم چه کار کنم

میرم تا کسی نتونه تصمیم بگیره ادامه ی سناریوی زندگیم چی باشه

شاید الان بخندین بگین خبری نیست

اما امسال نشد سال اینده

مهم اینه که من بالاخره میرم

چون جای من اینجا نیست....

خب

پست امروزم خیلی هول هولکی شد

که باید ببخشید

شاید از این به بعد زیاد نتونم بیام نت

اما سعیم بر اینه که حتما سر بزنم و متن های جدید بذارم

بای تا های

 

 


نويسنده: اناهیتا مورخ: پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 در ساعت: 2:3
|+|



طنز

مدرسه ما : پايگاه جهنمي
خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس
ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري
شوخي با مدير : بازي با مرگ
روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه

نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت
زنگ آخر : آرايشگاه زيبا
امحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد
پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو
راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند
آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه
جاي سيلي معلم : دايره سرخ
دبير تربيتي : پاك باخته
صفر هاي پشت سر هم : برج مينو
اعتراض براي نمره : شليك نهايي
حياط مدرسه : پارک ژوراسيک
زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه
شوراءدبيران : جنگ نفتکشها
ناظم : پليس آهني
کنکور : بالاتر از خطر
ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها
نگاه معلم : بگذار زندگي کنم
دانشگاه : سرزمين آرزوها
خارج از مدرسه : آن سوي آتش
بحث با مدير : فرياد زير آب
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي
پاي تخته : لبه تيغ
ديكتاتوري معلم : مزد ترس
منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا
اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني
وراجي سر كلاس : مجوز مرگ
آخر كلاس : بهشت پنهان
مبصر كلاس : افعي
بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس
دبيرام مدرسه ما : تبعيدي ها
اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم
سايه دبير تربيتي : سايه شوگان
دفتر دبيران : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگي
اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها
دستشويي : اطاق گاز
سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري
ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي
اخراجي ها : بينوايان
رفتن به دانشگاه : هدف سخت
دفتر مدير : کلبه وحشت
صاحبان نمره زير ده : سربداران
كيف هاي دانش آموزان : محموله
ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل
كلاس خصوصي : وعده پنهان
زنگ ادبيات : نان و شعر
دفتر ناظم : محكمه عدالت
حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري
دانش آموزان رشته رياضي : سوته دلان
رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه

 ----------------------------------------------------------------------------

حالا هر کاری که دلت می خواد بکن!

 
شش سال اول زندگی:
گریه نکن ، شیطونی نکن ، دست تو دماغت نکن ،مامانت رو اذیت نکن ،روی دیوار نقاشی نکن ،انگشتت رو تو  پیریز برق نکن ،دمپایی بابا رو پات نکن، به خورشید نگاه نکن ، با اون پسر بی تربیته بازی نکن ، اسباب بازی ها رو تو دهنت نکن ،دماغت رو تو لوله جارو برقی نکن .
 
دوره ی دبستان:
موقع رفتن به مدرسه دیر نکن ،پات رو تو جامیزی نکن ،ورقه های دفترت رو پاره نکن ،مدادت رو تو دهنت نکن ،تخته پاک کن رو خیس نکن ، حیاط مدرسه رو کثیف نکن ،دست تو کیف بغل دستیت نکن ،تخته سیاه رو خط خطی نکن ،گچ رو پرت نکن ،تو  راهرو سر و صدا نکن ، آتاری بازی نکن.
دوره ی راهنمایی:
ترقه بازی نکن ،سگا بازی نکن ،موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن ،تو کوچه فوتبال بازی نکن ،با مامانت کل کل نکن ،تو کلاس صحبت نکن ،بعد از ظهر سر و صدا نکن ،اتاقت رو شلوغ نکن ،روی میز بابات کتابهاتو ولو نکن ،با بچه های بی ادب رفت و آمد نکن ،جر و بحث نکن.
 
دوره ی دبیرستان:
با کامپیوتر بازی نکن ،تقلب نکن ،با دوستات موتور سواری نکن ،عصرها دیر نکن ،با بابات دعوا نکن ،تو کلاس معلمتون رو مسخره نکن ،مردم آزاری نکن ، وقتت رو با مجله تلف نکن .
 
 
دوره ی دانشگاه :
رشته ای رو گه دوست داری انتخاب نکن ، 24 ساعته چت نکن ، سر کلاس درس غبت نکن ،خیابون رو متر نکن ،شب برا شام دیر نکن ،چراغ قرمز رو عشقی ر د نکن ،موبایلت رو ریجکت نکن ، حذف پزشکی نکن ،آستین کوتاه تنت نکن ،همه رو دو دره نکن.
 
دوره ی سر بازی:
موهات رو بلند نکن ،روت رو زیاد نکن ، از اوامر سرپیچی نکن ، فرار نکن ، با اسلحه شوخی نکن ، غیبت نکن ، درگیری ایجاد نکن ، به فرمانده بی احترامی نکن ، غیر از خدمت به هیچ چیز دیگه ای فکر نکن ، اعتراض نکن ، از آشپز خانه دزدی نکن .
 
دوره ی شوهر بودن :
با دوستات الواتی نکن ، موبایلت رو قایم نکن ، از عکس های قبل از ازدواجت نگهداری نکن ، پولت رو خرج دوستات نکن ، رفتار دوران مجردی رو تکرار نکن ، غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن ، ریسک نکن ، بدون اجازه ی زنت هیچ کاری نکن .
 
دوره ی پدر بودن :
بچه رو تنبیه نکن ، به بچه بی توجهی نکن ، بچه ات رو با بچه های دیگه مقایسه نکن ، به بچه توهین نکن ، با بچه کل کل نکن ، به مادر بچه بی توجهی نکن ، بچه رو به هیچ چیز مجبور نکن ، آزادی بچه رو محدود نکن ، از خواسته های بچه چشم پوشی نکن .
 
دوره ی پیری :
برای بچه هات مزاحمت ایجاد نکن  ، نوه هات رو لوس نکن ، به خاطراتت فکر نکن ، پولت رو خرج نکن ، هوس جوونی نکن ، با زنت بی وفایی نکن ، از رفتن به خانه ی سالمندان احساس نا رضایتی نکن ، لباس شاد تنت نکن ، تو وصیت نامه ات هیچکس رو فراموش نکن ، از گذشته ناله نکن ، به هر کس رسیدی  نصیحت نکن ،به آینده فکر نکن .
 
دوره ی پس از مرگ :
حالا دیگه دوره ی نکن تموم شد ! حالا هر کاری دلت می خواد بکن...

 


نويسنده: اناهیتا مورخ: چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 در ساعت: 6:34
|+|



حافظ ورژن2008

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جای هدهد ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي
گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
! گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي

 


نويسنده: اناهیتا مورخ: چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 در ساعت: 6:21
|+|



فرهنگ لغت

آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود
آدم خوار: انسان دوست افراطي
آدم مغرور: كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد : يه وجب بلند تر بزن
احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
بزبيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
ماچ : بوسه اي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

 

 


نويسنده: اناهیتا مورخ: چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 در ساعت: 6:19
|+|



وقتی مردا بگن....یعنی؟؟؟

براي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه
يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره

.اين يه كار، مردونه است
يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني

ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟
يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست

!چه فكر خوبي
يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .

بله عزيزم يا حتما حتما
يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده

!زنم منو درك نميكنه
يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده

.ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم
يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد

.من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم
يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده

.دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه
يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني

!كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي
يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم

! چه جالب
يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني

!!عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره
يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم

!اين واقعا" فيلم خوبيه
يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه

!!اين يه كار زنونه است
يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب است

با من ازدواج مي كني؟
يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزه

!تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم
يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما تاريخ تولد تو رو يادم رفته

!!من براي اين كارم دليل دارم
يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم

منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟
يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟

!!دلم برات تنگ شده
...يعني : نمي تونم جورابامو پيدا كنم. بچه ها گشنشونه و

!!ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم
يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند

 


نويسنده: اناهیتا مورخ: چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 در ساعت: 6:16
|+|



و یورو یورو است

ngossip.blogfa.com

ngossip

ngossip

پاشو... مرد که گریه نمی کنه!!!!!

ngossip

 

ngossip

ngossip

ngossip

این خانمه:ببین خوب باختن مهمه که شما عالی باختین...

بالاک:اره جون خودت که ما خوب بازی کردیم!!!!!

ngossip

اخیییییییییی

ngossip

ngossip

ngossip

اینا رو....موج جدیدی از دعوای برره.....

ngossip

  بالاک:به قول اون خانمه ما خوب باختیم....هوادارا کف مرتب

ngossip

 باستین شوان اشتایگر :اقا ما باختیم اقا........

مربی:برو خدا رو شکر کن ویا بازی نکرد وگرنه ۲-۳ تا گل دیگه هم می خوردیم!!!!!!!

 

انرکو ایگلسیاس در مراسم اختتامیه برنامه اجرا کرد

ندیدین؟شبکه ۳ نشون داد...

داوید ویا و دخترش قبل از شروع بازی

اخی چه کوچولوی نازی

ngossip

حالا حالا حالا حالا        همه دستا به بالا

ngossip

المانی ها و ارزوهای بر باد رفته.......

این ۲ تا رو

اخر روحین

المان باخته اینا دارن عکس می گیرن

هووورررررررررااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 قبل از بازی :اینقدر روزنامه نخون.....اخرش می بازین

بعد از بازی:بیا....دیدی گفتم؟؟؟؟؟

پاشو جلوی اینهمه  ادم گرفتی نشستی

زشته.....

اههههههههههه

ولم کن ..................باهات قهرم

من جام و میخوام

بقیه ی عکسا رو دیدین؟هوادارا رو میگم.....

این همون وقتایی که شبکه ۳ بازی و قطع می کرد و تصاویر تکراری پخش می کرد

سانسور و داشتین؟؟؟؟

 


نويسنده: اناهیتا مورخ: سه شنبه یازدهم تیر 1387 در ساعت: 7:19
|+|



کنکوری که گذشت

وقتی بهش فکر میکنم خیلی چیزا یادم میاد

روزایی که تو سرما و تو گرما رفتم کلاس کنکور

روزایی که از استرس درس سردرد ولم نمی کرد

روزایی که شاید دیگه خودم نبودم و هنوزم یه وقتایی خودم نیستم

از تجربه ی تلخ کنکور ۸۶

از کلاسای کانون و کلاسای شیمی اقای دادخواه

و این سالی که گذشت

و کلاسای اندیشه ی جوان

از این همه خاطرات

از خودم

از موقعی که شاید هیچکس نفهمید و درک نکرد چه فشاری رو از نظر روانی تحمل کردم

روزایی که واسه گذشتنش افسوس نمی خورم

من خودم رو از یاد نبردم که حالا ناراضی باشم

من اونقدر محکم هستم که دیگه نترسم و مثل یه سد جلوی راهش و بگیرم

نه اون سد راه من بشه

الان که دارم می نویسم

نمیدونم نتیجه ی امسال چی میشه

اما میگم سخت تر از پارسال بود

میگم که خیلی سخت بود

سوالا رو که دیدم جا خوردم

تمام دیروز گیج می زدم

اول فکر کردم فقط من میگم سخت بوده

اما بعد فهمیدم داد همه دراومده

نمیدونستم الان باید اروم باشم یا مثل اولش گریم بگیره

اما مهم منم

من که یاد گرفتم بجنگم

باید بجنگم

خودم نمیدونم خوب دادم یا نه

سوال ها و نحوه ی طراحیشون با سال قبل ۳۶۰ درجه تفاوت داشتن

امشب گفتگوی ویژه ی خبری رو دیدم

رییس سازمان سنجش می گفت سوالا سخت بود و مفهومی بودن

و از گنجینه سوالات سو های قبل استفاده نشده!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و من ۳ چیز فهمیدم

-کاش به کلاس کنکور نمی رفتم

همون بهتر که از کتاب زرد استفده نکردم

چه خوب شد که تو هیچ همایشی شرکت نکردم

فعلا

 


نويسنده: اناهیتا مورخ: یکشنبه نهم تیر 1387 در ساعت: 4:17
|+|



دوباره سلام

سلام به همه ی شما دوستان

امیدوارم که حال همتون خوب باشه و سلامت باشید

بعد از یک مدت نسبتا طولانی دو باره با چند  پست جدید در خدمتتون هستم

که امیدوارم خوشتون بیاد و لذت ببرین

بعد از گذشت حدودا ۱۰ ماه احساس کردم بهتره فضای ستاره ی من رو تغییر بدم

و خب به نظر خودم الان فضای وبلاگ  نسبت به قبل خیلی بهتر شده

بعد از پست شعر من

در واقع هیچ دلنوشته ای ننوشتم که بذارم اینجا

از طرفی خیلی کم نت میومدم و بیشتر وقتم رو ترجیحا یا با خانواده سپری کردم و یا با سکوت بدون هیاهو و دغدغه

اما از این به بعد مرتب سر می زنم

مطلب بعدی مربوط میشه به معرفی وبلاگ ۲ نفر از دوستان  بسیار خوب من شادی  جون و ریحانه ی نازنین

که هم دوستان خوبی هستن و هم وبلاگ نویس های موفقی

شادی عزیز از طرفدارای خوب شهریار عزیز و ریحانه جون از فنای خوب هومن هست

من فکر میکنم بازدید از این وب برای همه ی  دوستان جالب باشه

بخصوص دوستان شهریاری منادرس وبلگ رو در قسمت لینک میتونین ببینید

خب

شعر ی که در ادامه می خونین رو از سری البوم های گروه مدرن تالکینگ انتخاب کردم که خودم  این ترانه رو بسیار دوست دارم

شاد باشید


                                                                                                  
1. In 100 Years.

Outside the gates of heaven
Oh, there lives a unicorn
I close my eyes to seven
Oh, this world is not my home
A broken heart in danger
And a pillow filled with tears
Oh, can you see the strangers ?
In the pain and in the fears
Can you feel my heart ?
Baby don't give up
Can you feel my love tonight ?

In 100 years
Love is illegal
In 100 years from now
In 100 years
Love is illegal in this lonely, heartbreak town
In 100 years
Love is illegal
All your dreams will die
In 100 years
Love is illegal
And your hope will not survive

L.O.V.E.
Love is illegal in my heart
Hear my heart is beating
L.O.V.E.
Love is illegal in my heart
Hear my heart is beating

You're looking through a fire
Computers everywhere
Oh, you're a shotgun rider
Controllers here and there
And you read old love letters
Drowning in the sea
Oh baby it doesn't matter
ou've lost all what you feel Can you feel my heart
Baby don't give up
Can you feel my love tonig

 


نويسنده: اناهیتا مورخ: پنجشنبه ششم تیر 1387 در ساعت: 3:52
|+|



اس ام اس هاس عاشقانه

خيلي وقته ميخوام 1 چيزي بهت بگم ولي تا حالا روم نشده گفتنش برام خيلي سخته خواستم بگم د.. دو.. دوس.. دو سه ليتر بنزين داري بهم بدي؟!!!!!

غرورت رو واسه کسي که دوسش داري بشکن ولي دل کسي رو که دوسش داري به خاطر غرورت نشکن

آدمي فقط در يك صورت حق دارد به ديگري از بالا نگاه كند:و آن هنگاميست كه بخواهد دست ديگري كه بر زمين افتاده بگيرد تا اورا بلند كند

ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن

خط 2 انتها داره ... مثلث 3 تا انتها ... مربع 4 تا انتها ... اميدوارم دوستي من و تو مثل دايره باشه

همه مي گن که شيشه احساس نداره اما اما وقتي روي شيشه بخار گرفته نوشتم دوست دارم خيلي اروم اشک ريخت و گريه کرد

خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است اي تماشايي ترين مخلوق خاكي در زمين! آسماني ميشوم وقتي نگاهت ميكنم

خیلی ماهی ... ... ... بخور، چون امگاسه داره!

قفل ها كه بي كليد شدن. چشم ها به در سفيد شدن . چه امتحان خوبيه . دوريت عجب غروببيه

ميخوام اتوبوس بسازم .... اتوشو دارم اما بوس ندارم .. يه بوس ميدي ؟ لازم دارم

دوست داشتن دل ميخواد نه دليل !
از ته دل دوست دارم بدون دليل

مهم نیست قشنگ باشی ،قشنگ اینه كه مهم باشی حتی برای یك نفر........

ميخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنيا... بلکه به زبان قلبم....

گوش کن: تالاپ..تولوپ...

واسه ما جشن تولدت يك بهونه بود هميشه . كه رو هديه بنويسي دلم از تو دور نيمشه

بازي روزگار را نمي فهمم ! من تو را دوست دارم تو ديگري را....ديگري مرا ...وهمه ي ما تنهاييم.

تنها ارزوم همينه. تا يادم نرفته راستي كاش يك روز بهم بگي من همونم كه ميخواستي

معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو

يكم برس باز به خودت ميخوام بيام تولدت . اون وقتا اينجوري نبوذ راهت به اين دوري نبود

اولا مهربون ترن اونا كه همسفرند . اشك منم كه جاريه نگه دار يادگاريه

تو باغ ها گل سرخي تو آسمون ستاره
جايي رو سراغ ندارم كه نشون از تو نداره

فرشته ها وجود دارند اما چون بعضی وقتها بال ندارن ما بهشون میگیم دوست!

کاش گل بودی تا به تلافی همه ی بدیهایت تو را پرپر میکردم

با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگوویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم

برو سر ميکروسکوپ ... رفتي؟ ... چي مي بيني؟ ... يه ذره کوچيک؟ ... ميدوني چيه؟؟؟ ... آره؟؟؟ ... يه کم فکر کن ... اون دل منه که برات يک ذره شده.

يكي از بهترين ها ميگه :
اگركسي يكي رودوست داشته باشه ، بيشتر از اين كه بهش بگه دوست دارم بهش ميگه مواظب خودت باش
.
.
.
پس مواظب خودت باش

مراهرجورخواهي دربه درکن:جفايت راازاين هم بيشترکن:بزن باعشق خودآتش به جانم:ولي آتش نشاني راخبرکن

روی دیوار نوشتم، بارون پاکش کرد . برات نامه نوشتم، پستچی گمش کرد . روی برگ نوشتم، آفتاب خشکش کرد . حالا اس ام اس می دم که بدونی دوست دارم . امیدوارم مخابرات بازی در نیاره

گل اگر خشک شود ساقه اش می ماند دوست اگر جدا شود خاطره اش می ماند

همه دنبالت میگردن پیدات نمیکنن ، می خوای بهشون بگم تو قلب من زندونی هستی ؟!!!

بس که دیوار دلم کوتاه است...هر که از کوچه تنهایی ما میگذرد...به هوای هوسی هم که شده...سرکی می کشد ومی گذرد...

كاش از شاخه سرسبز حيات گل اندوه مرا ميچيدي .

گفتی " دور مرا خط بکش " کشیدم... حالا تو در محاصره ی منی !!!

اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشکنم تا زماني که مي‌افتي در آغوشم بگيرمت!

khoda be hameye fereshteha dastoor dad ta tooye behesht jam beshan ta behtarin fereshtaro entekhab kone vali behtarim fereshte jamoond chon dar hal khoondane inaie ke man neveshtam
***
man tooye donya seta doost daram ... khorshid ,mah va to. avali ro vaseye roozam mikham / dovomiro vaseye shabam mikham / vali to ro vaseye tak take lahzehaye zendegim mikham
***
badtarin dard in nist ke az eshghet door bashi.badtarin dard in nist ke be ooni ke doosesh dari naresi.badtarin dard in nist ke eshghet behet naro bezane.badtarin dard inam nist ke asheghe yeki bashi yo oon nadoone.badtarin dard ine ke yeki bemire oon vaght taze befahmi ke dooset dashte !!!!!!!!!!!!!! inam ye noe darde dige
***
Ye rooz Del ba khodesh ahd bast ke az in be baad sang misham , sang shod...........raft miyoone sanga neshast , ama...........asheghe ye sange dige shod

زندگي 2 چيز به من آموخت.....که هر چي فکر ميکنم يادم نمياد!

جوووووووووووووووووووووووووووووووووو
وووووووووووووووووووووووووووووووووو
ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون من ! نفس رو داشتي؟

عشق صدای پیانو نیست عشق صدای گیتار هم نیست عشق صدای فنر تخت خواب است!

wu da da wu dada ju o na ka
da la ka da la ju a na ni na
ni da lioe do mok no na ni a
li a ni li a no ne he ya di i
ya he ye na no ni o ni do

آهنگ سريال جواهري در قصر بود.حال کردي؟

محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکني

با هم رفتيم بيرون............سردم شد............. يه لب......... يه لب........................................... يه لبو برام ميخري...؟!!

کشاورز پیر در کنار گاو آهن کهنه ایستاده بود و به مزرعه شخم نخورده اش می نگریست
چون در این لحظه گاوش داشت مسج می خوند

ترکه به زنش میگه:بیا مهریتو بذاراجرا با پولش خونه بخریم!!

لبخند رو هیچوقت ترک نکن حتی وقتی که خیلی ناراحتی .
چون افسردگی خیلی خطرناکه حسن .
ممکنه که داغون بشی حسن !
نیشت رو ببند حسن

زندگي دو چيز به من آموخت

*
*
*
*
*
*
*
که هرچي فکر ميکنم يادم نمياد چي بود

بلوتوث قلبت رو روشن کن
می خوام تمام وجودمو براتsend کنم
.
.
.
.
ها ها ها
ویروس داشت
الان می میری ....!

..آرامش در زندگي بهترين چيزه
بيا به آرامش فکر کنيم
به زندگي
به عشق
به زيبايي
به بهشت
به جهنم
به درک
به تو چه
به من چه
برو اعصاب ندارم.

...

...

...

....

مشترک گرامی دسترسی به این اس ام اس امکان پذیر نمیباشد...!!!

مهم نیست که قشنگ باشی،
قشنگ اینه که مهم باشی حتی برای یک نفر!!!

اگه ده تا گل گرفتی دستت و رفتی جلوی اینه 11 تا گل قشنگ دیدی
اصلا تعجب نکن
این نشون میده هم کوری هم خنگی و هم دچار توهم شدی

سوراخ جورابتیم کوک بزن فنا شیم، چروک لباستیم اتو بزن هلاک شیم.چروك لبتيم، بخند فنا شيم

در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش علف سبز و گل سرخ یکیست...

از فرش فروشی مزاحمتون میشم
اجازه میدین دلمو فرش زیر پاتون کنم
تا هیچ جا جز دل من پا نذارین؟

هرگز به دنبال کسی نباش که بتونی باهاش زندگی کنی بلکه به دنبال کسی باش که نتونی بدون او زندگی کنی

هر آغازي را پاياني است .. صد حيف كه آغاز عشق تو پايان عمر من بود!!!!

خدايا به هر که دوست ميداری بياموز که اس ام اس 15 تومان بيشتر نيست و به هر که بيشتر دوست ميداری بياموز که ارزش يک دوست بيش از 15 تومان است...

سلام.آخرين خبری رو که چند لحظه پيش فهميدم به اطلاعتون ميرسونم: عجيب دوست دارم..

بهترين لحظه زمانيست که فکر ميکنی فراموشت کردم امّا ناگهان اس ام اسي از طرفه من ميرسه که ميگه:ميميرم برات.

می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره!؟

وقتي داري فكر ميكني/كه من دارم فكر ميكنم/كه تو داري فكر ميكني/كه من به چي فكر ميكنم/دلم مي خواد كه فكر كني/ كه من به تو فكر ميكنم

گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟
دستامو بالاآوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم
اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود.

نشد ز عشق برای همیشه دور بمانم….. شکوه چشم تو نگذاشت با غرور بمانم

شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود.

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت

اينگونه زندگي کنيم:ساده اما زيبا،مصمم امابي خيال،متواضع اما سربلند،مهربان اما جدي،سبز اما بي ريا،عاشق اما عاقل.

قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم .

دوستي واقعي مثل سلامتي هست
ارزش اون رو معمولا تا وقتي که از دستش بديم نمي دونيم.

گه يه روز فروختمت ،
بدون آدم فروش نيستم .. گل فروشم گلم !

هر کس یه روزی میاد، یه روزی میره،یکی با دلش میره، یکی با پاهاش، ولی مواضب باش کسی با پاهای خودش از دلت نره...!!!!!

دیروز که فریاد زدی دوستت دارم گفتم نمیشنوم بلندتر بگو
امروز که به آرومی گفتی دیگه دوستت ندارم گفتم هیییییس
چرا داد میزنی؟

حکایت جالبیست که فراموش شد گان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند!

گه کليد قلبيو نداري قفلش نکن اگه خداحافظي در راهه سلام نکن اگه دستيو گرفتي رهاش نکن دفتري که بسته شده ديگه بازش نکن قلبي که شکسته ديگه نازش نکن حرفي که زده شد ديگه تکرارش نکن

اميد بهترين چيزهاو انتظاربدترين چيزها را داشته باش،زندگي يك بازي است وما هيچ كدام تمرين نداريم

میخوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره!؟

الهي کارت سوخت ماشينم بشي تا هميشه و همه ساعت دنبالت باشم

اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه

واست يه دسته گل فرستادم با هزار مصيبت در ميان اون همه گل تونستم يه گل مصنوعي بزارم و در آخر برات بگم تا خشک شدن آخرين گل دوست دارم

کاش دلم قايقی بود که لب يک اسکله خودش را به تو می بست

تمام لحظه هاي دنيا واسه زمانيه که اصلآ انتظارشو نداري و هيچ لذتي بالا تر از دوست داشتن نيست پس حالا که انتظارشو نداري دوست دارم

رفتم نزد طبیب ازسوزش قلب گفتم سوزش قلب را باید چه کرد
شش بوسه نوشت برگوشه کاغذ 2تا صبح و2تا ظهرو2تا شب

ايشاالله با هم ميرم بهشت تو بخاطر اينكه روي زمين يه فرشته بودي و من بخاطر اينكه با يه فرشته روي زمين دوست بودم

عاشقان واقعي هيچ گاه نگاه خود را به يكديگر نمي دوزند بلكه با هم به يك جا مي نگرند...

يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه !اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست

يادت باشه دنيا گرده. هر وقت احساس كردي به آخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي!!!

ما لحظه ها را ميگذرانديم تا به خوشبختي برسيم افسوس خوشبختي همان لحظه ها بود که ميگذرانديم.

ما چقدر دير متوجه مي شويم که زندگي يعني همان روزهايي که زود گذشتن آن را آرزو مي کنيم.....

اي پيتزاي عشقم ، همبرگر قلبم ، كباب زندگيم ، اسپاگتي افكارم ، بي تو فلافلم

پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام.

خون من یعنی وجودم
بی خون من هیچو پوچم
بارها در عشقنامه نوشتم
خون من مهر وجودت

ارزو دارم که قشنگترين گل سرخ دنيا را بچينم و بر برگهای آن قطره ايی از خون خود را بچکانم و انرا به محبوبم هديه کنم تا زمانی که گل را ميبويد نفسش خون مرا گرم کند.

اي که دور از مني و ياد مني،با خبر باش که دنياي مني...شاديت شادي من،غصه ات غصه من...قلب من خانه تو خانه ات قبله من دوست دارم

تنها کسي که در زندگي مرا شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد مي کني

اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست از وفاست ..
.
.
.
.
بي وفا يادي هم از ما بکن

ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم.

روز اول خيلي اتفاقي ديدمت... روز دوم الکي الکي چشمهام به چشمت افتاد... هفته بعد دزدکي بهت نگاه کردم... ماه بعد شانسي به دلم نشستي و حالا سالهاست يواشکي دوست دارم...

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم.

اين روزها نه مجالي براي دلتنگي دارم نه حوصله اش را................ ولي با اين همه گاه گاهي دلم هواي تو را مي کند

ميدوني خراب تر از شهر بم شهر ديگه اي نيست ..
.
.
.
.
پس بمتم !!

از همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست ..

مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است !!

آموختم که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست .....

هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

اگه كسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش كه هميشه بالاي سرش باشي

زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم، هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم غافل از اينكه عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند

هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

ميدوني بني آدم اعضاي يكديگرند يعني چي؟
يعني مثلاً تو جيگر مني

آبي تر از آنيم که بي رنگ بميريم
از شيشه نبوديم که با سنگ بميريم
تقصير کسي نيست که اينگونه غريبيم
شايد که خدا خواست که دلتنگ بميريم

دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي هستي

در پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم,بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نري

بزرگترين سرمايه ي يک دل حرفهايي است که براي نگفتن دارد.

زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است.

اي شمع آهسته بسوز شب دراز است ********* اي اشک آهسته بريز غم زياد است

يادت باشه ...يادت باشه...
يادت باشه !!!
و بالاخره يادت باشه که ...!!! دل تخته ســـــــــــياه نيست که هر کي اومد روش بنويسه
و هر کس هم رفت بشه اسمشو پاک

روي ديوار مقابل پنجره‌ات قلبي كشيدم زيبا، تا ارزش عشق هميشه در خاطرت باشد،

امروز كسي راديدم كه روي قلبم مي‌نوشت: زباله‌هايتان را در اين محل نگذاريد!

وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني

عشق با روح شقایق زیباست
عشق با حسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست
عشق در حسرت دیدار تو زیباست

داشتيم تو جاده ميرفتيم که چشمم افتاد به يه تابلو که روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل

دلم خوش بود از ان روزی که در شطرنج دلت شاه عشق بودم اما تو با ان رخ زیبایت ماتم کردی

وقتي برسي سر دوراهي ** ندوني کجاي راهي ** تا بخوايي از اينو اون بپرسي ** مي بيني که ته راهي

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي 365 بار دور من بگردي

با خيال تو به سر بردن اگر هست گناه

با خبر باش كه من غرق گناهم هر شب

برات يه هديه دارم ##**#####**## اين يه سيم خارداره.
بپيچ دورت تا کسي دستش به گل من نرسه ......

اگه كسي دوستت داشت لازم نيست بهت بگه دوست دارم . اون با گفتن جمله ي مواظب خودت باش ثابت مي كنه كه دوستت داره ... . مواظب خودت باش.

اگه دردي تو پاهات حس مي کني، اگه احساس مي کني خيلي خسته اي مطمئن باش که مريض نيستي...

اگه گفتي اين چيه؟

>->o

.

.

.


اين منم که از دوريه تو مردم

دوستت مي دارم اگرچه مي دانم دوست داشتن گناه است عاشقت هستم گرچه مي دانم عشق هم آخر دوزخي دارد مي پرستمت گرچه مي دانم پرستش كار كافران است

اوني که شکستي تو دلم شيشه نبود از اونا که دوباره درست ميشه نبود.


نويسنده: اناهیتا مورخ: پنجشنبه ششم تیر 1387 در ساعت: 3:17
|+|



سوتی های عمو پورنگ و سایر برنامه های تلویزیون

*یکی دو هفته پیش این پسره (امیرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار یه ماچ از لبات بگیرم و پورنگ هم سرخابی شده!


*توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش می‌خواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظی می کنم!


*برنامه‌ی صبح ایرانی رادیو سراسری که از ساعت
۶ و خورده ای صبح شروع میشه یک مجری خانم داره به اسم قلع ریز یا مشابه اون که یه روز، گفتند: یک خبر جالب می‌خوام براتون بخونم، تو اینترنت می‌گشتم (!) این خبر رو دیدم که نوشته یک پیرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده و بعد فرمودند که: شوخی نیست، طرف ۵ قرن بالای درخت بوده!


*يه تبلیغی جدیدا تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه ...فقط یه نکته ای هست ... این پسره سر جلسه کنکور فقط یه پاسخ نامه دستشه ... هیچ پرسش نامه ای وجود نداره ...!


*یکی از برنامه های زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش می شد و احمدزاده و حسینی مجریاش بودن. خسرو شایگان (دوبلور) تلفنی باهاشون تماس گرفته بود و اینا هم گیر داده بودن که یه آهنگی رو که معمولا زمزمه می‌کنی بخون. هرچی این بنده خدا می گفت الآن چیزی یادم نیست ول کن نبودن که یه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صدای خوبی! حالا می‌رسیم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقیشو بخونه.


*یه بارم تو برنامه کودک (حالا همه فکر میکنن من برنامه کودک می بینم) عمو پورنگ اجرا می کرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت کنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!!
*یه بار گوینده اخبار ساعت
۲ می‌خواست بگه وفات پدر آقای احمدی نژاد گفت: شهادت پدر آقای احمدی نژاد که سریع درست کرد. ولی معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه دیگه هم کرد.

*يه خاطره ديگه از عمو پورنگ (يه صداي دخترونه)
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبي
- مرسي . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خيلي دوستتون دارم
- منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟
- كتايون
- كتايون ؟ خوبي ؟
- بله
- كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟
- باشه
- كي از همه بهتره ؟
- كتايون
- كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟
- كتايون
- كيه كه مامان دوستش داره ؟
- كتايون
- كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش مي كنه ؟
- مامان


نويسنده: اناهیتا مورخ: پنجشنبه ششم تیر 1387 در ساعت: 3:10
|+|



از روی دست شاعران و خوانندگان....

مناجات نامه خواجه عبدالله رایانه
خداHARDدلمFORMATمکن FILDمن را خالی برکت مکن
OPTION
غم را خدایاONمکن FILEاشکم را خدایاRUNمکن
DELETE
کن شاخه های غصه را سردی و افسردگی را هر سه را
JUMPER
شادی بیا تا SETکنیم سیستم اندوه را RESETکنیم
نام تو PASSWORDدرهای بهشت آدرس E_MAILسایت سرنوشت
ای خدا روز ازلCAD داشتی MOUSE بود اما مگرPAD داشتی
که چنین طرح3D می زدی طرح خود بر روی CD می زدی
تا نیفتد BUG در اندیشه مان تا که ویروسی نگردد ریشه مان
ای خدا از بهرما ایمن فرست بهر دلهای پرآتش FAN فرست
ای خدا حرف دلم با کی زنم HELP می خواهم کهF1 زنم

سهراب سپهري 1385 :
هر کجا هستم، باشم به درک ! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم کو؟


اهل ايرانم، روزگارم بد نيست، پنتيوم 4 دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی... VGA دارم توپتر از برگ درخت، CPU سريعتر از آب روان! من pm بازم، مسجدم در چت‌روم، جانمازم کيبرد، مهرم موس، بک‌گراندم سجاده‌ي من، من وضو با روش HTTP ميگيرم! اهل اصفهانم، من پيشه‌ام چت بازيست، گاه گاه تروجانی ميسازم با VB، ميفروشم به شما، تا به آواز خوش "IT`S NOW SAFE" دل مردم شکنيد!

اینم برای پسر های ساده
ای قشنگ تر از پريا... شبها توي چت نريا... اگه رفتی تو روم نريا... اگه رفتی pm نديا... اگه دادی a.s.l نديا... اگه دادی آمار نديا... اگه دادی به جهنم برو هر غلطی که دوست داری بکن...!!

ای قشنگ تر از پریا...تنهاونک نریا....دخترهای محل دزدن....عقل تو رو می دزدن.

علي اي علي ي دائي، تو چه آفتي خدا را که به قهقرا فکندي، همه عشق تيم ما را دل اگر خوره شناسي، به رخ همين علي بين که خوره گي اش کلافه، بکند من و شما را مرو اي گداي ميدان، ز پي ي گدائي گُل که گُل بدون زحمت، ندهد کسي گدا را تو مگر ولي ي توپي، وَ فقيه فوتبالي که چنين به زير پايت، بنهاده اي ره و رسم رهبري را، ز کدام علي گرفتي که به اينهمه سماجت، بروي ره خطا را تو نه اکبري، علي جان، نه چو رهبري، علي جان چو کنف شدي رها کن، همه اين برو بيا را...

عطر زرد گل ياسو نميخوام نمره بيست کلاسو نميخوام من فقط واسه چشه تو جون ميدم عاشقاي بي حواسو نميخوام من تورو ميخوام اونارو نميخوام نفسم تويي هوارو نميخوام عشق رو نقطه جوشو نميخوام دوره گردگل فروشو نميخوام اوني که چشاش به رنگ عسله مجنون خونه به دوشو نميخوام من تورو ميخوام اونارو نميخوام نفسم تويي هوارو نميخوام من کسي با قد رعنا نميخوام

مناجات نامه
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد بي پولي... هر ترمي که آغاز مي شود، موجب پرداخت زر است و چون به پايان مي رسد سب ضرر! پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب...!!
از جيب و جان که بر آيد کز عهده ي خرجش به در آيد!
ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند تا تو مدرک به کف آري و به کارش نبري
همه مانند تو سرگشته و بيکار و غمين طي شود عمر به بي حاصلي و در به دري

از صفر من تا بيست تو راهي به جز تقدير نيست دلخوش به استادم نکن حذف اضطراري دير نيست من غايبم يا در سکوت,تو حاضر و در گفتگو من غافل از استاد و درس,تو مي نويسي مو به مو با جزوه و فرمول بيا,تا پاس کنم يک واحدي چيزي نخواندن بهتر از يک شب تلاش بيخودي با عشق در دانشکده جايي براي درس نيست البته ترم هفت و هشت,ديگر مجال ترس نيست دانشجو گر عاشق شود,بي پرده مشروط مي شود چيزي شبيه آب هويج با کوفته مخلوط ميشود!!


از روی دست منصور
يادت نره دوست دارم... خيلی دلم تو رو ميخواد...دارو ندارمو بگير... فقط واسم يه آفف بزار... قلبت رو وردارو بيار... بزار کنار قلب من... قرارمون يادت نره... که من فقط تو رو دارم... قرارمون ساعت یک... بيدار باش بخاطرم... بيا تو روم منتظرم... pm بده عزیزه دلم... قرارمون يادت نره... جواب offها يادت نره... يادت نره دوستت دارم... که من فقط تو رو دارم


اگر ديدی جوانی بر درختی تکيه کرده بزن تو سرش چون جوون بايد رو پايه خودش وايسه!!

گلی گم کرده‌ام در باغ هستی خودت رو لوس نکن اون گل تو نيستی!!

رضا صادقی مسنجر:
پیرهن مشکی من از غم نیست.........اف های نداده من کم نیست............من واسه خودم یه قانونی دارم............توی قانون من هرکی که واسم اف نذاره ادم نیست.


نويسنده: اناهیتا مورخ: پنجشنبه ششم تیر 1387 در ساعت: 3:3
|+|



طنز

فرق شوهر کردن و سگ نگه